{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
die
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[دندانپزشکی ]
دای
۰
۰
[توسط کاربر]
[مهندسی مکانیک]
die
معنی die, معنی یهث, معنی die, معنی اصطلاح die, معادل die, die چی میشه؟, die یعنی چی؟, die synonym, die definition,
معنی blizzard
,
ترجمه blizzard
به فارسی,
معنی اندرکنش سد - دریاچه
,
ترجمه اندرکنش سد - دریاچه
به انگلیسی,
معنی (ycnacifingisni) ناچیزی، ناقابلی، بی اهمیتی، کمی بی معنی گری
,
ترجمه (ycnacifingisni) ناچیزی، ناقابلی، بی اهمیتی، کمی بی معنی گری
به انگلیسی,
معنی در اوردن شل کردن، لینت دادن، نرم کردن، سست کردن، از خشکی ,
,
ترجمه در اوردن شل کردن، لینت دادن، نرم کردن، سست کردن، از خشکی ,
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی